تبلیغات
پیش مرگ
جامعه ای که فدایی ندارد، محکوم به نابودی است. (شهید دستغیب)
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : جنات .
تاریخ : شنبه 20 اردیبهشت 1393
نظرات

دیدید مرتاض ها چطور زندگی می كنند? بعضی سالها چنان بی حرکت در جای خود می مانند که بدنشان به محل زندگی حشرات و یا محل تخم گذاری پرندگان تبدیل می شود . بعضی ها مشت خود را آن قدر بسته نگه می دارند که ناخنهای شان بر اثر رشد درون گوشت شان فرو می رود . بعضی ها هم آنقدر صورتشان را بالا نگه می دارند که ماهیچه های گردنشان خشک می شود و یا مدتهای مدید روی ستونی از میخ دراز می کشند. یا زنجیرهای بسیار سنگین به خودشان می بندند طوریکه مجبورند مانند حیوانات روی زمین بخزند . یا این که تمام عمرشان را در ته  چاهی خشک سر می کنند و روزی یک دانه گندم می خورند. اینها با این روش های عجیب و غریب (كه البته درست هم نیست) از جسم شان می گیرند، در عوض به یكسری قدرت های روحی می رسند.

در عوض روحیه ی اغلب ما، چیزی كاملا مخالف با این است. ما تمام وقت، تمام سعی خود را می كنیم كه تا میشود راحت تر باشیم. ضرب المثلی هست كه به چینی ها نسبت می دهند به این مضمون:

"تا وقتی می شود دراز كشید چرا بنشینیم. تا وقتی می شود نشست چرا بایستیم؟ "

ما خیلی ها چنین تفكری داریم. دنبال این هستیم كه چرا بی احترامی است اگر پایمان را دراز كنیم و قرآن بخوانیم؟ چرا حتما جلوی بزرگ ترها مودب بنشینیم؟ چرا متخصصین می گویند دراز كش نمی شود درس خواند؟ همیشه میخواهیم در راحت ترین شرایط ممكن باشیم. بخاطر همین است كه در اتوبوس و مترو، صندلی مان را جز به بالای هشتاد سال نمیدهیم. روی كاناپه غذا میخوریم. و هزار عادت دیگر...

اما رفتار مرتاض ها و قدرت هایی كه پیداكرده اند ما را به یك نتیجه میرساند: انگار حقیقتاً در عالم ارتباطی هست بین سختی دادن به جسم و قوی شدن روح. امیرالمومنین جایی در نهج البلاغه می فرمایند:

" خُذُوا مِنْ أَجْسَادِکُمْ فَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِکُمْ وَ لاَ تَبْخَلُوا بِهَا عَنْهَا "

از (آسایش) بدنهایتان بگیرید و آنرا به روحتان ببخشید و در این بخشش بخیل نباشید.

در فرهنگ دینی كارهای سخت پرارج تر هستند. حتی كاری كه میشود به شكل ساده تری آنرا انجام داد، توصیه شده به سختی انجامش دهیم. قرآن را می شود نشسته هم خواند. میشود بی وضو هم خواند. اما با وضو و ایستاده (در قیام نماز) خواندن آن مطلوب تر است. وقتی مومنی وارد میشود می توان به سلامی اكتفا كرد اما تمام قد ایستادن مقابل او مستحب است. غذا را میشود روی كاناپه خورد اما شستن دست و سر سفره نشستن و رعایت آداب آن توصیه شده است...

-----------------------------------------------------

نویسنده : جنات .
تاریخ : شنبه 20 اردیبهشت 1393
نظرات

مركز امار ایران گاهی آمارهایی ارائه می كند كه نه معیار درستی دارد و نه قابل باور است.

طبق آمار منتشره از سوی سازمان آمار، ۳۹.۵ میلیون ایرانی (۱۰ سال به بالا)، بیكار و صرفاً مصرف كننده هستند! (اصل خبر را از اینجا بخوانید: خبرگزاری مهر)

اگر جمعیت ایران را ۷۵ میلیون نفر در نظر بگیریم، یعنی بیش از نیمی از جمعیت ایران، بیكار تلقی شده اند.

این درحالی است كه بر طبق آمار، ۱۱ میلیون كودك، زیر ده سال هستند. (جدول تفكیك جمعیتی را از اینجا ببینید). می ماند ۶۴ میلیون نفر. اگر ۴۰ میلیون بیكار را كسر كنیم، ۲۴ میلیون نفر در ایران كار می كنند و باقی بیكارند!

حال سوال اینجاست كه

۱. چرا اغلب آمار های ارائه شده از مراكز دولتی و غیر دولتی، شاخ دار و غیر قابل باور هستند؟ مثلا یك شخص یا یك ستاد به راحتی اعلام می كند كه نیمی از ایرانیان نماز نمی خوانند، بیش از نیمی روزه نمی گیرند و ...؟

۱. آیا شاغلین محترم در مركز آمار، به تشنج حاصله از این قسم آمارها توجه دارند یا فقط كار می كنند و همین كه نامشان در فهرست بیكارها نباشد راضی اند؟

۲. آیا نباید مبنایی برای كار و بیكاری در ذیل اینگونه اخبار درج شود تا مشخص شود اصلا بیكار چه كسی است؟ حداقل اگر معیارها مشخص باشد، یك سایت نمی گوید مبنا، یك ساعت كار در هفته است و دیگری ادعا كند دو ساعت در هفته و سایت سومی ۴۹ ساعت را مطرح كند!

۳. بالاخره از نگاه مركز آمار، زنان در جامعه چكاره اند؟ بیكار؟ آیا ساعت ها وقتی كه زنان خانه دار در خانه صرف می كنند، كار نیست؟ آیا اگر همسران شاغلین در مركز آمار یك هفته غذا نپزند، كشتی اقتصاد خانواده شان به گل نمی نشیند؟ آیا اگر كسی در بازار به شغل شریف خیارشور سازی، ترشی اندازی، فروش سبزی پاك شده یا پرستاری كودك مشغول باشد و در ازای آن پول بگیرد، شاغل است و زنان اگر همین كارها را در خانه انجام دهند بیكارند؟ آیا همین مركز آمار نیست كه از پیری هرم جمعیتی ایران سخن می گوید؟ آیا افزایش جمعیت كشور، جز از زنان توقع می رود؟ پس چگونه است كه هنوز كار زنان در منزل و فرزند آوری ایشان، كار تولیدی محسوب نمی شود؟ 

به نظر می رسد كه برخی معیارهای مركز آمار، شدیدا نیازمند بازنگری و اصلاح است. 

مرتبط با: مسائل روز ,
نویسنده : جنات .
تاریخ : جمعه 19 اردیبهشت 1393
نظرات


آقای ظریف!
چطوری است كه هر موقع با امریكا طرف هستید لبخند ژكوند تحویل میدهید؛ به ما كه می رسید خطابه آتشین میخوانید و فریادهایتان را سر ما می كشید؟ 
برای پاره ای توضیحات كه به مجلس دعوت می شوید، سخنرانی حماسی می كنید بر علیه استكبارجهانی و وقتی با مستكبرین جهانی سر یك میز می نشینید آنقدر مهربان می شوید؟

مرتبط با: مسائل روز ,
نویسنده : جنات .
تاریخ : سه شنبه 12 فروردین 1393
نظرات

سال 2007 در استرالیا یکی به سرش زد ساعتی را به نام «ساعت زمین» به ثبت برساند. قرار شد در این یک ساعت، با خاموش کردن چراغهای اماکن شاخص استرالیا، از آلودگی نوری کره زمین کاسته شود. سال بعد، کشورهای زیادی به این طرح بی خرج و با کلاس پیوستند. یعنی در حقیقت، متهمین ردیف اول آلودگی نوری جهان (شاخه ای از همان آلودگی گرمایی سطح زمین که به ذوب شدن یخ های قطب شمال و جنوب و نابودی زمین خواهد انجامید) خودشان را در صف مدافعین محیط زیست جا کردند!

به این ترتیب، همه ساله، برج ها و مناطق توریستی تفریحی زیادی در سرتاسر دنیا، یک ساعت خاموش می شوند و مردم آنجاها تجمع می کنند، شمع به دست می گیرند، جیغ می کشند و ذوق می کنند.

آمارها هم نشان میدهد همین یک ساعتِ ناقابل، 3درجه دمای هوای سطح زمین را کاهش می دهد.

اینگونه، همانهایی که متهم ردیف اول گرمای 3 درصدی زمین هستند، با یک خاموشی یک ساعته، 8759 ساعت مابقی را نور افشانی می کنند و زمین را گرم و گرم تر می کنند. پول برق آن لامپ ها و پرزکتورهای کذایی شان را هم می کشند روی بلیط ورودی و غذا و ... و از جیب مردم می گیرند. و برای مردم بازدید کننده، یک شب خاطره انگیز و روشن تر از روز رقم می زنند و به مردم می قبولانند که در تاریکی، دل آدم می گیرد. بعد هم ما برمی گردیم خانه و هر روز به تعداد چراغها افزوده می شود.

کاش به جای نان خوردن به اسم «ساعت زمین» یکی خِر این حضرات مدیران برج ها و مراکز تفریحی را بگیرد که چرا در طول سال اینهمه چراغ روشن می کنید؟؟ 

مرتبط با: محیط زیست ,
نویسنده : جنات .
تاریخ : پنجشنبه 29 اسفند 1392
نظرات
اسم از سیاست افزایش جمعیت (و کلا هر سیاست خرد و کلان کشور) که می آید انگار موی شبکه های ماهواره ای را دود کرده باشید. چشم بر هم زدنی حاضر می شوند با بغچه ای از حرف و حدیث های خاله زنکی.
اما حالا واقعا افزایش جمعیت یک سیاست مثبت است یا فقر زا و کابوس آینده ی ایران؟ چطور باید به آن نگاه کرد؟ سیاه؟ سفید؟ یا خاکستری؟
برای جواب، بد نیست نگاهی به مسائل روز کشورهای پیر در دنیا بیاندازیم.

نمونه این مسائل، خبر یک اختراع بامزه است که خبرگزاری فارس در بخش «خواندنی ها» ی خود منتشر کرده است. خبری که نه بامزه است و نه جای آن در بخش خواندنی هاست.
اختراع، یک کف پوش هوشمند ِ نجات دهنده است که شرکتی آلمانی آنرا طراحی کرده است. موکتی که به محض زمین خوردن سالمند، آنرا گزارش می کند تا به کمک او بیایند. و آنقدر هوشمند است که متوجه میشود اینکه افتاد شما بودید نه گلدان. اختراعی که به گفته شرکت تولید کننده، راستِ کار ِ سالمندانی است که به تنهایی زندگی می کنند.

این خبر آدم را یاد ِ تمهیدات محیط زیستی برای حفاظت از جانوران در حال انقراض می اندازد!
واقعا ماهم می خواهیم به اینجا برسیم که از فرت بی کسی و تنهایی، موکت و توالت فرنگی مان هوشمند شوند و مراقب ما باشند؟


مرتبط با: مسائل روز ,
نویسنده : جنات .
تاریخ : پنجشنبه 29 اسفند 1392
نظرات


شما در سفرهای نوروزی ماشین پلاک قرمز ببینید در خدمت اهل و عیال، چکار می کنید؟
نچ نچ؟
با یک یادداشت نوشتن و گذاشتن زیر برف پاک کن طرف میشه خیلی کارها کرد.
آدم ها حس بدی پیدا می کنند وقتی بفهمند نگاه دیگران به اونها با احترام نیست.


نویسنده : جنات .
تاریخ : پنجشنبه 29 اسفند 1392
نظرات

زبان رسمی کشور ما فارسی است.
همگی خیلی هم مرید حافظ و سعدی هستیم و کلی عکس داریم در حافظیه و کنار کتیبه های مقبره عطار.
اسم بچه هامون رو هم از حاشیه ها و آستر شاهنامه مرحوم فردوسی در می آوریم. اسم هایی که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده.
شب چله ها هم فال حافظ میگیریم با تشریفات!
اما از اینها که بگذریم، کسی اگر زبان رسمی کشور ما را نداند، به زحمت متوجه می شود زبان ما چیست.
برای نمونه یک نگاهی به اسامی محصولات تجاری مان بیاندازید:
شامپو مولتی ویتا گلرنگ - کیک بینگو پلاس - پودر لباسشویی وش اکسترا - مایع ظرفشویی پریل - دستمال کاغذی نانسی - تن ماهی گلکسی - مایع دستشویی اکتیو - پفک لوسی - کباب پز پلین
یا اسم محصولات بستنی میهن: مگنم - دابل چاکلت - هایپیرال ...