جامعه ای که فدایی ندارد، محکوم به نابودی است. (شهید دستغیب)
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : جنات .
تاریخ : چهارشنبه 21 اسفند 1392
نظرات
آقایان و خانم های شعرا و ادبا، در یک اقدام تک دستی، باران رو به عنوان یک مقوله ی شاعرانه، مصادره کردند! 
زیر باران باید رفت...
زیر باران بیا قدمی بزنیم...
و از اینجور مطالب
به این ترتیب، امروز ما یاد باران که می افتیم، خیلی که احساسی بشیم چترمون رو می بندیم و خیس میشیم!! همین!
اما به نظر من اصلا نباید زیر بارون قدم زد! که چی؟


من که شاعر نیستم، امروز یک تجربه ی شاعرانه ی جالبی داشتم.
خواستم حال و هوام عوض بشه رفتم محوطه مجتمع، دیدم بارون میاد. نیز دیدم که چه حجم آبی داره از ناودون ها میاد. مثل شیر آب! برگشتم بالا و دوتا بطری 4 لیتری مایع دستشویی و ظرفشویی آوردم گذاشتم زیر ناودان ها. این هم سندش:


و هی بطری هام پر شد و بردم پای درخت ها ریختم. 
هم آب بازی کردم. هم گِل بازی. هم به سبک شعرا زیر بارون خیس شدم. هم درختهای باغچه ی مجتمع مون خَر آب شدند ^_^
کجا هستند سازمان های محیط زیستی که جایزه ی منو بدن؟

مرتبط با: شهروند اقتصادی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic