جامعه ای که فدایی ندارد، محکوم به نابودی است. (شهید دستغیب)
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : جنات .
تاریخ : چهارشنبه 22 آبان 1392
نظرات

یکی از شایع ترین معضلات جامعه ی امروز، بیماری های خفیف و شدید روانی است.

افسردگی، استرس، اضطراب، حس پوچی، اکسیزوفرنی....

ما اگر در زندگی مان با مختصر دشواری و ناملایمتی مواجه شویم، سریع افسرده می شویم و دو روز، دو هفته یا دوماه حوصله ی هیچ کس و هیچ چیز را نداریم.

وقتی در امتحانی که خیلی برای آن زحمت کشیده ایم، نمره نمی آوریم

مصاحبه کاری مان به نتیجه نمی رسد

کسی از نزدیکانمان می میرد

مریضی سختی می گیریم

رتبه مان در کنکور دو سه رقمی نمی شود

معدل کارنامه مان 19/75 نمی شود

هر چه دعا می کنیم، پدرمان شفا نمی گیرد

در تمام این شرایط، در چشم به هم زدنی احساس پوچی، افسردگی، دوری از اجتماع، نا امیدی و هزار مرض دیگر به سراغمان می آید.

عجب پیشرفتی هم کرده این علم روان پزشکی!

هر حسی که داریم، قرص و کپسولی برای آن هست!

حتی برای حس بی حوصلگی عصرهای جمعه مان هم نام علمی گذاشته اند:

«سندرم افسردگی تعطیلات!!!»

حتی افسردگی پس از تعطیلات، افسردگی فصلی و افسردگی زمستانی هم داریم!

بهاری و تابستانی آن هم لابد در راه است!اما قبل از اینکه در مسیر آشفتگی های روانی مان، قرصی شویم

بد نیست نگاهی به زندگی های دور و برمان بیاندازیم

ما دو ماه سال را با امام حسین  زندگی می کنیم.

راستی چطور حسین (ع) با آن همه مصیبت، افسرده نشد؟

امام مرگ فجیع 71 نفر، نامردی، بی عدالتی، بی حرمتی، بی احترامی و هزار سختی دیگر را در جریان کربلا می بیند اما نه افسرده می شود نه نا امید.

چرا؟

مگر او دل نداشت؟ ناراحت و منقلب نمی شد؟ پس چرا هیچ افسردگی و فسار روحی به سراغش نیامد؟



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات