تبلیغات
پیش مرگ - مطالب آسیب های اجتماعی
جامعه ای که فدایی ندارد، محکوم به نابودی است. (شهید دستغیب)
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : جنات .
تاریخ : پنجشنبه 29 اسفند 1392
نظرات

زبان رسمی کشور ما فارسی است.
همگی خیلی هم مرید حافظ و سعدی هستیم و کلی عکس داریم در حافظیه و کنار کتیبه های مقبره عطار.
اسم بچه هامون رو هم از حاشیه ها و آستر شاهنامه مرحوم فردوسی در می آوریم. اسم هایی که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده.
شب چله ها هم فال حافظ میگیریم با تشریفات!
اما از اینها که بگذریم، کسی اگر زبان رسمی کشور ما را نداند، به زحمت متوجه می شود زبان ما چیست.
برای نمونه یک نگاهی به اسامی محصولات تجاری مان بیاندازید:
شامپو مولتی ویتا گلرنگ - کیک بینگو پلاس - پودر لباسشویی وش اکسترا - مایع ظرفشویی پریل - دستمال کاغذی نانسی - تن ماهی گلکسی - مایع دستشویی اکتیو - پفک لوسی - کباب پز پلین
یا اسم محصولات بستنی میهن: مگنم - دابل چاکلت - هایپیرال ...

نویسنده : جنات .
تاریخ : پنجشنبه 22 اسفند 1392
نظرات

چندبار ترقه جلوی ماشین تان یا زیر پایتان ترکیده؟
چندبار خانواده تان از این ترقه هایی که از اینور سال تا آنور سال درجیب صاحبانشان جا خوش کرده اند، ترسیده اند؟
اصلا ترقه بازی یک جوری با مردم آزاری گره خورده.
دیگر فقط صدا و دودش حال نمیدهد، باید یک قربانی به هوا بپرد، دوتا جیغ بکشند تا ترقه پرانها حال کنند!!


شما تابحال به هیچ ترقه به دستی بد نگاه کرده اید؟ تذکر داده اید؟
بله شاید تذکر در خیابان های اصلی به این بچه های نیم متری تا 2متریِ نارنجک به دست، سخت باشد. خیابان های اصلی مال پلیس.
اما محله خودمان، کوچه و خیابان های فرعی که قطعاً حوزه استحفاظی ماست. اینجاها حداقل وظیفه تذکر را انجام بدهیم.

نویسنده : جنات .
تاریخ : یکشنبه 1 دی 1392
نظرات
از شبكه های اجتماعی مثل فیس بوك و تویتر صحبت می شود، از فیلتر یا سانسور صحبت می شود، از تفكیك جنسیتی دانشگاه ها یا الزام به حجاب در جامعه و یا هر مبحث اجتماعی فرهنگی كه صحبت می شود، تمام اساس نامه و مرام نامه مان می شود  یک حدیث:
«الانسان حریص علی ما منع»
 و اینگونه با یك حركت، مهره ی منع را از بازی بیرون می اندازیم و از فرهنگ سازی صحبت می کنیم.

بعضی انگار زندگی را با گاوبازی اشتباه گرفته اند که وقتی با رنگ قرمز اشاره می کنند: گاو اینجا نیا، یعنی اینجا بیا. 
و بعد نتیجه می گیرند که اینکار را نکن، نتیجه ی عکس میدهد. و اینطور القاء می شود که فلانی اینکار را بکن!!
درحالی که تفاوتهای ماهوی بسیاری است بین گاو بازی و زندگی.


واقعا ً مایلم بدانم ما كه مثل نقل و نبات از این حدیث استفاده می كنیم، موضع مان كلا ً راجع به حلال و حرام چیست؟
اینهمه لا تقتلوا؛ لا تقربوا الزنا، لا تأكلوا مال الیتیم، لا تكفروا بالله، لا تجعلوا لله شركاء، لا تخونوا الرسول و ... نقش شان چیست؟ حریص كردن ما برای تجربه كردن شان؟
و فرض كنیم كه نهی انسان را حریص می كند. آیا این یعنی ما برویم و تمام آنچه از آن نهی شده ایم را دانه به دانه تجربه كنیم؟
یا مثلا یعنی كسی ما را از چیزی نهی نكند؟ نگویند ماهواره نبین؟ نگویند شبكه های اجتماعی فضای امنی نیست، برای ارتباطات اجتماعی فضایی ایمن انتخاب كنید؟
چقدر از قرآن رو باید ببوسیم بگذاریم کنار تا بتونیم این یک حدیث رو بپذیریم؟


نویسنده : جنات .
تاریخ : شنبه 16 آذر 1392
نظرات
آیا به نظر شما ردّ شدن از روی دیگران، له كردن دیگران كار خوبی است؟
آیا دل شكستن هنر می باشد یا نمی باشد؟
ما مردمی هستیم كه به خودمون می بالیم سر در سازمان ملل، شعری فارسی است در حمایت از بشر دوستی.
ما مردمی هستیم كه وقتی تصادف میشه یادمون میره چقدر عجله داشتیم و همون وسط اتوبان ترمز دستی می كشیم تا ببینیم سر سرنشینان اون ماشین یا موتور چی اومده.
وبلاگ هامون پر است از عكس های مسئولین چاق و سمینارهای چرب دولتی و فقر و گرسنگی در سرتاسر كرات عالم
گالری عكس می زنیم با موضوع كودكان كار، فقر، طلاق...
عضو ngo ها هستیم و همه جا هم پزش رو میدیم كه ما خودمون رو وقف كارهای مردمی كردیم.
اما خودمون قلمبه ی معضل فرهنگی هستیم.
شما خودت رو مسخره كردی؟
حجاب اگر یك فایده ی شخصی برای شما داشته باشه كه به خاطر روحیه هیجان طلبت بهش احتیاج هم نداری، 100 تا منفعت اجتماعی داره.
روان جامعه رو گذاشتی روی ویبره انوقت افتادی دنبال گرفتن حق فقیر بیچاره ها؟


به نظر شما بی حجابی چه هزینه های اجتماعی داره؟
به عبارت روشن تر: مانور زیبائی یا تظاهر به زیبائی، در روان جامعه تأثیر دارد یا ندارد؟
مثال می زنم:
یكسری آدم ها در جامعه پولدار هستند و یكسری هم تظاهر به دارایی و ثروت می كنند. حس اغلب جامعه در مواجهه با این دو گروه چیست؟
ما عموما ً وقتی با داراتر از خودمان مواجه می شویم، حسادت می كنیم، غبطه می خوریم، چشم و هم چشمی می كنیم، بعد هم برای اینكه عقب نمانده باشیم به زور وام و قسط، مشابه آن مبل و پرده و تلویزیون را می خریم. همه هم می دانیم این رفتار غلطی است اما 2 مشكل هست:
یكی اینكه ما روی خودمان كار نمی كنیم تا اصلاح شویم.
دوم اینكه برخی جنبه و ظرفیت پول ندارند. و كمبود شخصیت وادارشان می كند تا با پولشان برای خود شخصیت بسازند. آنوقت می بینیم كه این عده مدام سعی می كنند پولشان را فرو كنند در چشم دیگران!!! این یعنی دل شكستن.
عین همین ماجرا را در حجاب داریم.
بعضی كه زیبا هستند و بسیاری كه به زور كرمو لیزر و لنز و جراحی زیبا می شوند، خودشان را فرو می كنند در چشم دیگران. این هم شكل دیگری از همان دل شكستن است.
یكی ندارد كه جراحی كند.
بدتر! یكی شرایط اش طوری است كه با جراحی هم خیلی بهتر نمی شود.
یكی از دوره خوشگلی اش كمی گذشته است.
ما از روی اینها ردّ می شویم. وقتی كه او بخاطر ترس ِ از دست دادن همسر و خانواده اش (زن دوم و اینها) افسرده می شود.
وقتی روان شوهرش به هم میریزد كه چرا زن من آنقدرها خوشگل نیست و زندگی را به زنش تلخ می كند.
آیا ما 40 - 50 ساله نمی شویم؟ آن موقع كه دوره ی خوشگلی ما گذشت و نوبت به تظاهر زیبایی دیگران شد؛ چه می كنیم با افسردگی خودمان؛
تهدید كانون خانواده خودمان؛
باز هم دنده عقب بگیر و از روی همه ردّ شو...

نویسنده : جنات .
تاریخ : جمعه 24 آبان 1392
نظرات


شما از کجا قدرت می آورید؟
چطور حالتان جا می آید؟

چطور اضطراب و استرس را از خودتان دور می کنید؟
چگونه حال خودتان را خوب می کنید؟
چکار می کنید که انرژی تان چندبرابر شود و بیشتر کار کنید؟ بیشتر درس بخوانید؟
ما چون همه کپی از روی دست یکدیگر هستیم من الان فهرست تمام اینها را به شما میدهم:
بعضی چند پک سیگار که می کشند، انگار زنده می شوند!
بعضی نه، فقط یک دست قلیان حالشان را جا می آورد!
بعضی دیگر که خیلی به فکر سلامتی شان هم هستند، دوش آب سرد می گیرند.
بعضی دیگر در هوای خنک شب یا وقتی نم باران روی زمین زده، قدم می زنند و آرامش پیدا می کنند.
بعضی دیگر نفس عمیق می کشند و اینطوری استرس و اضطرابشان را کاهش می دهند.
بعضی وقتی حال روح شان خراب است هِی شکلات بالا می اندازند!
بعضی دیگر موسیقی گوش می کنند.
بعضی موقع استرس، به یخجال دخیل می بندند! هر موقع سراغش را می گیری در آشپزخانه است و دارد دنبال یک خوردنی می گردد! که چه؟ کنکور دارد! یا مثلا فصل امتحانات است!


همه ی عمر آویزان این وسیله ها هستیم!

تمرکز اعصاب می خواهیم، آدامش می جَویم.
تمدّد اعصاب می خواهیم، گیم می زنیم.
وب گردی می کنیم تا خستگی مان در بیاید و شارژ شویم!
بعد برق که می رود یا آن کشتی های معروف که رد میشن و اینترنت قطع میشه، مثل حشره ای که با مگس کُش زدند، تا شب تلو تلو می خوریم!
این ما هستیم!

بعد از آن طرف در یکسری افسانه ها نوشته اند که:
از علی  پرسیدند که در خیبر را چطور از جا کندی؟
حضرت علی هم فرمودند که:
ما قلعت باب خیبر ورمیت به خلف ظهری اربعین ذراعاً بقوّة جسدیة ولاحركة غذائیة لكنّی اُیّدت بقوّة ملكوتیّة ونفس بنور ربّها مضیئة (بحار الانوار،ج21/ص26)
من در خیبر را نه با قدرت جسمی و نه با قوت غذاهای مقوی، بلکه با قدرت الهی کندم.
روح!
قدرت روحی!
بگرد در روح خودت ببین چیزی داری که به دردت بخوره؟
چون در مصیبت عزیزان، بیماری های سخت و بلاها، دیگه از قلیون و آدامس و شکلات، 2 زار کار برنمیاد.

حسین  هم در کربلا با روحش بود که حسین شد.
درباره قدرت روحی امام حسین در کربلا، اینجا را بخوانید.

نویسنده : جنات .
تاریخ : سه شنبه 30 مهر 1392
نظرات
اروپایی ها صبح تا عصر سر کار هستند و مثل اسب کار می کنند تا پول دربیارن.
عصرها هم دنبال خوشی شون هستند و مست می کنند تا لذت دنیا رو ببرند!
و اونقدر کیف می کنند که یا توی جوب و سطل زباله باید دنبالشون گشت؛
یا دستشویی رو با تخت خواب اشتباه گرفتند؛
یا مثلا یکهو در کمال تعجب می بینید یکی وسط خیابون یا پیاده رو را با دستشویی خونش اشتباه گرفته؛
یا گند زده به لباس هاش...
یا یه بلایی سر خودش آورده یا یکی دیگه رو ترکونده!
خوش به حالشون

این وسط اونی که واقعا لذت می بره و کیف می کنه، دولت ها و سیاست مدارها هستند؛
چون با یک سری حیوان ِ مست و عیاش طرف اند که حتی راه دستشویی خونشون رو هم گم می کنند!
چه برسه به انتقاد به حکومت و اعتراض به سیاست های کشورشون

(البته جدا کنید حساب اروپایی هایی که نه میخورند و نه حتی غروب به بعد از خونه بیرون میرن تا با این صحنه ها مواجه شن)




















نویسنده : جنات .
تاریخ : دوشنبه 29 مهر 1392
نظرات


فکر نمی کنم کسی ایرانی باشد و در خانه اش حداقل 10-12 لوح تقدیر نداشته باشد!
ما حتی برای کارهای نکرده مان هم کف می زنیم و هورا می کشیم!
اینجا قرار است روزی در آینده ای که معلوم نیست دو سال دیگر است یا ده سال دیگر، سدی، نیروگاهی، فرودگاهی، بیمارستانی و ... احداث شود.
کلنگ که دست می گیریم، هزارتا عکس یادگاری می اندازیم و تبریک می گوییم به خودمان که عجب تصمیمی گرفته ایم!
اگر نصف اینکه چشم انتظار هستیم کسی از در بیاید و بگوید که ما جواهری هستیم در گوشه ی این اداره و آن شرکت، منتظر انتقاد اطرافیان بودیم؛ چقدر جلو می افتادیم!

آب اگر تکان نخورد می گندد، حتی اگر به قاعده ی یک دریا آب باشد.
تشکر شما را تکان می دهد یا انتقاد؟
دنبال چیزی باشید که تکانتان بدهد و إلّا می گندید.


از دوستانتان هم توقع انتقاد نداشته باشید. چون از روی نجابت، چیزی نمی گویند که ناراحت شوید.
هیچ کس مثل دشمنان و رقبای شما، از شما انتقاد نخواهد کرد.