تبلیغات
پیش مرگ - مطالب ابر زبان فارسی
جامعه ای که فدایی ندارد، محکوم به نابودی است. (شهید دستغیب)
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : جنات .
تاریخ : چهارشنبه 28 اسفند 1392
نظرات

زبان رسمی کشور ما فارسی است.
همگی خیلی هم مرید حافظ و سعدی هستیم و کلی عکس داریم در حافظیه و کنار کتیبه های مقبره عطار.
اسم بچه هامون رو هم از حاشیه ها و آستر شاهنامه مرحوم فردوسی در می آوریم. اسم هایی که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده.
شب چله ها هم فال حافظ میگیریم با تشریفات!
اما از اینها که بگذریم، کسی اگر زبان رسمی کشور ما را نداند، به زحمت متوجه می شود زبان ما چیست.
برای نمونه یک نگاهی به اسامی محصولات تجاری مان بیاندازید:
شامپو مولتی ویتا گلرنگ - کیک بینگو پلاس - پودر لباسشویی وش اکسترا - مایع ظرفشویی پریل - دستمال کاغذی نانسی - تن ماهی گلکسی - مایع دستشویی اکتیو - پفک لوسی - کباب پز پلین
یا اسم محصولات بستنی میهن: مگنم - دابل چاکلت - هایپیرال ...

نویسنده : جنات .
تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392
نظرات

همیشه شنیدیده ایم كه مردم تركیه بعد از تغییر رسم الخط تركی به انگلیسی، دیگر نمی توانند اشعار و آثار ادبی شان را بخوانند.
اما شما هیچ وقت سعی كرده اید مثنوی بخوانید؟
ما آنقدر با فارسی غریبه ایم كه از ادبیات، فقط «حسنی نگو بلا بگو» را می فهمیم و «گاومو بردم هندستون»!
من خودم pdf دفترچهارم مثنوی رو ریختم رو موبایل، شبها قبل خواب سعی می كنم مثنوی بخوانم اما آنقدر گیر و گور دارم كه دو بیت دو بیت جا می اندازم!
حتی دیگر دیوان حافظ را هم با اَ اِ اُ چاپ می كنند بعضی! فردا پس فردا هم لابد تصویری اش به بازار میاید.
بعد هی توی سر هم می زنیم كه مولوی ایرانی است یا ترك!
حافظ ایرانی است یا افغانی!

یكبار مثنوی خواندن را امتحان كن ببین چقدر اوضاع خطری است.

مرتبط با: متفرقه ,
نویسنده : جنات .
تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392
نظرات

ما اگر فارسی انگلیسی مخلوط صحبت می كنیم،مال این است كه خارج نرفته ایم. 
آن طرف مرزها زندگی نكرده ایم تا هویت ایرانی و زبان فارسی برایمان معنا داشته باشد.
شاید اگر ما هم چند زبان بلد بودیم، آنوقت دلمان برای فارسی تنگ می شد. 
دلمان برای حافظ و سعدی تنگ می شد. 
مثل وقتی كه از خانه دوریم و دلمان هوای خانه را می كند.

پروفسور حسابی فقط 4 سال اول كودكی اش را در ایران بود. بعد عراق و لبنان و فرانسه و ...
عربی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی را آنقدر خوب بلد بود كه مقالات علمی و فنی به این زبان ها را به راحتی می خواند. سوای 4-5 زبان دیگری كه به آنها اشراف داشت. (سانسكریت، یونانی، اوستایی، تركی، ایتالیایی)
حافظ را از بر بود و آنقدر گلستان و بوستان، شاهنامه، مثنوی مولوی و منشآت قائم مقام فراهانی را خوانده بود كه به آنها مسلط بود.
لابلای كله گنده هایی همچون انیشتین، شرودینگر، برتراند راسل و ... زندگی كرده بود.

اما وقتی به ایران آمد، از بنیانگذاران فرهنگستان ایران شد و انجمن زبان فارسی را ایجاد كرد تا لغات فارسی را جمع كنند.
برای تدریس فیزیك، شرط كرد كه به فارسی تدریس می كند؛ در حالی كه هیچ معادل فارسی برای هیچ اصطلاح علمی نبود. شاید اگر او نبود، امروز ما هم مثل همه ی كشورهای همسایه، دروس دانشگاه هایمان به انگلیسی تدریس می شد.